حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2195
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
نزديكتر اين است ، كه پارتيها ، وقتى كه بايران آمدهاند ، ايرانى زبان بودهاند ، چنان كه باختريها و سغديها ، يعنى مردمانيكه حتّى در خارج ايران كنونى ميزيستند ، ايرانى زبان بودند ( سترابون ، كتاب 15 ، فصل 2 ، بند 8 - نظرى بصفحهء 155 اين تأليف ) . بنابر آنچه گفته شد عقيدهاى ، كه پايهء محكمى دارد اين است : پارتيها از آريانهاى ايرانى بودهاند ، ولى چون در مهاجرت بايران از ميان طوايف سكائى گذشته و مدّتها همجوار سكاها بوده يا با آنها خلطه و آميزش داشتهاند ، عادات و اخلاق آنها در ميان پارتيها منتشر گشته بود و به همين جهت نويسندگان عهد قديم اينها را قومى سكائى دانستهاند . دلائلى ، كه بعضى براى تقويت عقيدهء نويسندگان قديم اقامه ميكنند بهيچوجه اقناع كننده نيست : اوّلا ميگويند ، كه در آوستا اسم پارتيها ذكر نشده است ، سكوت آوستا در اين باب صحيح است ، ولى ، مگر تاريخ ايجاد آوستا معلوم گشته ، كه عدم ذكر را ما دليل قرار بدهيم . باوجود تحقيقات دقيق كسى تا حال موفّق نگشته ، اين تاريخ را ولو بطور تقريبى معلوم دارد . هر عالمى عقيدهاى دارد و بالاخره مسئله لاينحل مانده ، فقط چيزى ، كه مسلّم مىباشد اين است ، كه گاثها بسيار قديم است و قديمتر از ساير قسمتهاى آوستا . بنابراين از كجا معلوم گرديده ، كه زمانيكه آوستا ايجاد شده پارتيها در ايران بودهاند ، شايد نبودهاند . چرا اين نوع اشخاص نوشتههاى هرودوت را ، كه زمان انشاءاش معلوم و معيّن است ، از نظر دور ميدارند . نويسندهء مزبور اسم پارتيها را در فهرست مردمانى ذكر مىكند ، كه تماما ايرانيند ( كتاب 3 ، بند 89 - 98 ، ايالت 14 و 16 مالى دولت هخامنشى - نظرى بصفحهء 1474 اين تأليف ) . راولينسن اين معنى را تصديق دارد ( ششمين دولت بزرگ مشرق - صفحهء 21 ) ، ولى گويد ، كه هرودوت ثامانىها را هم جزء مردمان آريانى ايرانى ذكر كرده و آنها غير ايرانى بودهاند . چون دليلى عالم مزبور ذكر نكرده ، نميدانيم از كجا براى او اين عقيده حاصل شده ، كه ثامانيها غير ايرانى بودهاند . هرودوت ، كه